دختر

خرید بک لینک
سری دختر زیبایی را دید شیفته اش شد چند ساعتی با هم درخیابان قدم میزدن که ناگهان بنزگران قیمتی جلوی پایشان ترمززد, دختر به پسر گفت: خوشگذشت ولی نمیتونم يهمیشه پیاده راه برم خداحافظ. نشست تو ماشین بنز, راننده بهش گفت: خانم ببخشید من راننده این اقا هستم لطفأ پیاده شید.


دنیای ویرانه...

ما را در سایت دنیای ویرانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: naser بازدید: 124 تاريخ: پنجشنبه 18 مهر 1392 ساعت: 19:45

صفحه بندی