وقتی جهان زیر پای ماست

خرید بک لینک

هفته ای پر از دلتنگی را به شوق دیدنت به آخر می رسانم.نیمه ی خرداد تا نیمه ی مهر فرصت زیادی است برای مزه دادن دیدار دوم.اولین شبیست که خودم را برای خوابگاه نبودن آماده می کنم.هر چه که لازم است می ریزم داخل کیفم.

ایستگاه شلوغ خوابگاه جای خوبی برای انتظار نیست.باید هندزفری به گوش بدون حرکت اضافی به روبرو خیره بود.تو توی ترافیکی. اتوبوس ها یکی یکی می آیند و می روند.وقتش که می رسد بی آر تی خلوتی سست می کند.میدان شلوغ در دانشگاه برای انتظار جای بهتریست.

می خواهم زودتر ببینمت.غافلگیرم می کنی.باید در گرفتن بازوهایت پیش قدم شد.پیش به سوی همایش دکتری.استرس تمام جانمان را می گیرد.بودنت خوب است.حتی در آن فضای فوق هیستریک.

کوچه ها ما را به حیاط خانه ای می رسانند که قلبم برای دیدنش می تپید.حوضی که در گرمای تابستان خنکای وجودت می شود.اتاقت که دنج ترین جای دنیاست.خانواده ای که ندیده دوستشان دارم.

تا نیمه های شب نشستن و در مورد علایق مشترک صحبت کردن شیرین ترین است.حرف زدن در مورد آدم هایی از جنس خودمان.مباحثه ای که آغازش به تولد و ختمش به مرگ باشد از کمال دور نیست.آرامش شب روی تخت تو بهترین مزه ی دنیاست .

با صدای دختر شیرین زبانت بیدار شدن کم خوب نیست.کشف کردن قاره های وجودت خوب تر.میدان زیبای شهر دست در دست تو مزه ی دیگری دارد.خسته ای و به روی خودت نمی آوری.پا به پای من میدان را فتح می کنی.با تو نصف جهان که سهل است تمام جهان زیر پای من است ... .


دنیای ویرانه...

ما را در سایت دنیای ویرانه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: naser بازدید: 138 تاريخ: جمعه 19 مهر 1392 ساعت: 0:00

صفحه بندی